مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )
1840
غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي )
و ايضاً صاحب قاموس كه در لغت صوت گفت : « صاتَ يَصُوتُ وَيُصاتُ نادى » بعد در مادهء جَرْسْ گفت : « الْجَرسُ الصَّوتُ أوْ خَفْيُّه » . بين اين دو كلام تهافت است به جهت اينكه اگر صوت مطلق ندا باشد و ندا در نزد عرف معلوم است كه صداى بلند را مىگويند آن وقت خفا از صوت كه ترجمه اش ندا بود چه معنى دارد ؟ ! اللَّهمّ اينكه ندا را هم ذو تشكيك قائل شويم و خفا را بالنسبة ملاحظه كنيم مثل قوله تعالى : « * ( إِذْ نادى رَبَّه نِداءً خَفِيًّا ) * « 1 » همچنانكه در باب ندا گفته است : « و النِّداءُ بِالْكَسْرِ وَضَمُّ الصَّوْتِ » « 2 » . بارى كلام لغويّين را دانستى كه غالبش مجمل بوده و نتيجه و حاصل كلام صاحب مصباح را نيز دانستى كه بعد از ترجمهء غناء به صوت و ترجمه صوت به جرس و تفسير جرس به كلام خفىّ كه بعد از حذف وسائط ترجمه غناست به كلام الخفىّ و كلام صاحب قاموس را نيز مشاهده كردى كه صحبت ترجيع در ترجمهء غناء در ميان نبود و كلام صاحب مجمع البحرين را نيز ملتفت شدى كه ترجيع را دو قسمت كرده بود : ترجيع غنائى و ترجيع به معنى تحسين صوت . و شاهدى غير از خبرى در استعمالات عرب ذكر نكرده بود و اين لازمه ندارد كه دو معنى از براى ترجيع باشد و ساير لغويّين نيز به همين مضامين مشى كرده اند و ما اگر چه در ترجمه صاحب مصباح غناء به صوت ايراد كرديم كه احدى از لغويّين اين طور ترجمه نكرده است غناء را به مطلق صوت توجيه كرديم ، به اين معنى كه در لفظ غناء تصرّف نموديم . و بعضى به تخريص و تخمين گفته بودند : مرادِ كسى كه غناء را به مطلق صوت ترجمه نموده صوت مطرّب مع التّرجيع است . و ما گفتيم : خلاف ظاهر است و رجم به غيب . و بعد از اين همه مطلب ، كسى كه تتبّع در كلام اهل . .
--> « 1 » سورة مريم ( 19 ) : 3 « 2 » القاموس ، ص 281 ، « ندو »